Thursday, March 11, 2010

وزن و قافیه اش مزاحم است این شعرها
که از تو میگویم و
هرجا چشمم بخورد به استعاره ای مجازی چیزی، برش می دارم
آخر آرایه هم نمی خواهد.

یک طوری هستی تو،
که وقتی میگویم "نگاهم کرد" شعر است
آخر نگاهم که می کنی شعر است
وقتی می نشینی کنارم و
گاه به گاه پلک می زنی.
من یک مترجمم فقط!
و تو شاعر قشنگ منی
کار من فقط همین است که
شعر هستنت را
به زبان آدمیزاد ترجمه کنم

2 Comments:

  1. منا said...
    چه جالب! رو نمی کردین قریحه رو.خوشحالم من رو شریک کردین. مرسی. شعر رو هم دوس داشتم
    رودابه said...
    شاعر کاشف است نه خالق
    و شاعر قطعا تویی که نگاهش را کشف کرده ای!

Post a Comment